الشيخ محمد تقي بهجت

408

جامع المسائل ( فارسي )

ديهء همان عضو است ، مثل شلل ؛ پس اگر به سلامت عود كرد بدون عيب و عثم « 1 » چهار خمس ديهء فكّ آن ثابت است . استخوانهاى ترقوه 4 - در ترقوه ( كه استخوانهاى دو طرف فرو رفتگى گردن است ) در صورت التيام و صلاح بدون عيب ، احوط ازيد از ارش و چهل دينار است كه با مصالحه تأديه شود ؛ و در صورت عدم التيام بدون عيب ، احوط مصالحه به ديه در هر دو ، و نصف آن در يكى ، با ارش نقص است ، يعنى با مصالحه در اكثر و نحو آن تأديه شود ؛ و ديه و نصف آن ، منقول در متن « شرائع » از « خلاف » و « مبسوط » است و جمعى از متأخرين آن را اختيار نموده‌اند . شكافتن ادخال موضحه نقل استخوان و سوراخ نمودن آن و در شكافتن كه صدع آن است ارش يا چهار خمس ديه شكستن آن است به نحو صلح متقدم احتياطى . و در موضحهء آن 25 دينار يا ارش به نحو متقدم ؛ و در نقل استخوانها نصف ديهء شكستن كه 20 دينار است يا حكومت به نحو متقدم ؛ و در نقب آن و سوراخ كردن آن ربع ديهء شكستن آن كه ده دينار است يا حكومت به نحو متقدم احتياطى است . 5 - كسى كه كوبيد به شكم شخصى تا آن كه حدثى از بول يا غائط از او بدون اختيار خارج شد احوط در آن صلح به ثلث ديه يا ارش است . ازالهء بكارت با اصبع 6 - اگر ازاله بكارت زنى با انگشت خود كرد به نحوى كه مثانه او را پاره كرد و مالك بول خودش نشد مشهور در آن تمام ديه است ، و ثلث ديه هم مروى است ، و احوط صلح است ؛ و مهر المثل هم ثابت است .

--> « 1 » عثم : خوب شدن بدون استواء .